غریب آشنا

آن که میان ما قدم می­زند

همان پیاده مست است

شبی

ما را با خود خواهد برد

از این روز غمین

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنده آبی

سلام دوست من نوشته ات واقعا" جالب بود موفق باشی

معلم تنها

[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

معلم تنها

بارانی چرا تقصیر باران نیست؟! همین باران که می بارد شبی ، شاید برای ما گل اندوه می کارد!... ... نصیحت های پوسیده... گلایه های تکراری... نگاه خسته ی دیوار... و ساعت های دیواری... ... چشیدم خاطراتت را !... کمی شیرین تر از گیلاس! صدای کوچه ی دیروز... بزن احمد ! بگیر عباس! ... و توپ ساده ی کودن ! لباس شسته ی مادر... سکوتی تا ته کوچه ... سپس آهنگ زنگ در... ... خطوط چهره ای خندان... ببخشید توپمان افتاد!... هزاران بار می خواند دل غمگین من در باد... ... قرار روز یکشنبه ... همیشه رنگ پاییز است! هوایش ابری و تیره... و تکرارش غم انگیز است! ... رسیدم ،منتها دیدم کسی در آن خیابان نیست ! نماندی تا بیایم من !... نگو تقصیر باران نیست !... ... فریبا شش بلوکی[گل]

فراموش شده(سرزمین سرد)

از تنهایی های خود فرار کرده ام به دستان تو پناه آورده ام دستانت را میگیرم و با تو به راه می افتم با تو دیگر تنها نیستم اما میخواهم با تو تنها باشم صدای پای ما تنها نیست کسی هست که این جا قدم میزند کسی که نوید آرامش را برای ما به ارمغان آورده است او هست و ما با هم تنهایی هستیم برمیگردیم و راهی را نشان میدهد ما هم خیره میشویم برویم یا نه ؟ او تنها میرود و ما میمانیم شاید روزی ما را خود به آن سوی جاده ها ببرد شاید هم با هم تنها از این جاده عبور کنیم

فراموش شده(سرزمین سرد)

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه بعد از یه مدت طولانی وبلاگم رو آپ کردم منتظرتون هستم شب خوبی رو براتون آرزو میکنم خداحافظ

فراموش شده(سرزمین سرد)

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه بعد از یه مدت طولانی وبلاگم رو آپ کردم منتظرتون هستم شب خوبی رو براتون آرزو میکنم خداحافظ

الهه

الوداع شد کلام آخرم در این وادی سکوت... منتظرت هستم تا این آخرین دلنوشته خاطره ای شود ابدی[گل]

آرامش

خدایا گاهی که دلم از این آن و زمین و زمان میگیره نگاهم را به سوی آسمان تو میگیرم و آنقدر با تو درد دل میکنم تا که کم کم چشمهایم با ابر بهاری مسابقه میگذارند و پس از اون که قلبم سبک میشه تو می آیی و تمام فضای قلبم را پر میکنی آن وقت دیگر آرام میشم و احساس میکنم هیچ چیز نمیتونه منو از پا در بیاره چون تو را در قلبم دارم....... سلام دوست نازنين[لبخند] روز بخير[گل]

آرامش

سلام شيما جان روز بخير[گل]

فراموش شده(سرزمین سرد)

روی برف ها نشسته است با حوصله است ÷یانو را از خانه تا روی برف ها کشیده است مینوازد و آسمان میرقصد رقصی آرام و متین برف ها نفس میکشند زمین میخندد من نگاه میکنم چهره اش مثل توست اما او ، تو نیست موسیقی را گوش میدهم با برف ها نفس میکشم چشمانم را میبندم تو را تصور میکنم میخواهم با هم این آهنگ را گوش دهیم حتی اگر در پشت چشمان بسته ی من باشی حتی اگر یک خیال باشی باز هم میخواهم با تو باشم ، حتی با خیال تو میخواهم این آهنگ را با تو گوش دهم با خیال تو