فروغ عزیزم 48 سال از مرگت میگذرد، دریغ و درد .... و چه زیبا دو سال پیش از پروازت سرودی: "شاید حقیقت آن دو دست سبز جوان بود، آن دو دست جوان که زیر بارش یکریز برف مدفون شد و سال دیگر، وقتی بهار با آسمان پشت شیشه همخوابه میشود و در تنش فوران میکنند فوارههای سبز ساقههای سبکبار شکوفه خواهد داد ای یار، ای یگانهترین یار" میدانید روز تدفین فروغ برف میبارید!!!!!! عاشقانهترین رویای زمینم را با تو قسمت میکنم روزی که بر روی علفزارهای مست از آغوش باد دراز کشیدهام با تو قسمت میکنم علفزار را، باد را اسب سرکش خیال میدود و من بدنبالش تا دوردستها و آنچنان که میدود من او را نیز با تو قسمت میکنم لحظهها از غم خالیاند اینجا که گرد خیال میچرخم
اسب سرکش خیال باز هم میدود، باز هم من بدنبالش تا کجا؟ تا کجا؟ تا کجا؟ میروم بدنبالش این لذت رویای زمینی من است! 

| Design By : Night Skin |

